احسان رهسپار عصر خبر نوشت: مادامی که نظام حکمرانی فرهنگی متکی به حلقه و اشخاص است و از یک قاعده و مقررات صنفی همانند آنچه در این سالها در وزارت ارشاد بوده پیروی نکند و نظارت و حکمرانی حاصل سلیقه افراد خاص باشد، اغتشاش و ابتذال در نظام حکمرانی فرهنگی جریان خواهد داشت.
در این شیوه محفلی است که دو طرف در حال نبرد با سایه ها هستند و همین سایه ها در نهایت چاره را در عدلیه پیدا میکنند.
نظام حکمرانی فرهنگی در ابتدا باید صاحب شاخصه های تعهد و مسئولیت بواسطه تصریح در قانون موضوعی بوده و آنگاه بر اساس توانمندی مدیران و بر اساس پتانسیل های قانونی در تعامل با اصناف میتواند به رشد اندیشه و فرهنگ کمک کند و در بازی تقابل بالتبع به رکود و سانسور و خالصسازی منجر میشود، با این همه و از پس سالها تجربه امروز در مرحله پیش از روال و فرایند قرار گرفتیم آنهم با موجودی به نام ساترا.
نظام حکمرانی در وزارت فرهنگ بارها ثابت کرد که میتوان در دولت سوپر اصولگرا هم فیلم گلشیفته را اکران کرد و یا در همین دولت قبل با همه تند روی ها فیلم هایی که در آن بازیگرانی که حتا بجهت حجاب با احکام خاص روبرو بودند اما از اکران محروم نشدند. این به این معناست که نظاممندی در نهایت خودش را به سلیقه محوری غلبه میدهد و جنس اندیشه مجریان قانون درصد کمی در فرایندها موثر خواهد بود و جریان هنر و هنرمندی مسیر خود را ادامه خواهد داد.
امروز اما حرف اهالی اکوسیستم همین حق ابتداییست تا از گفتگو با سایه ها به مکالمه با نهاد نظام مند برسند، از سایه نظارت و تحقیر و تحکم و شکایت، به قانون و قاعده و تعامل و اصلاح برسند تا کار ملک و ملت هم دچار اختلال نشود و هزینهسازیهای کودکانه بالاخره تمام شود، کار را به کاردان و اهلش بسپارید؛ وزارت فرهنگ و هنر از جنس اهالی صنف است و درک درستی از فضا دارد!